قصه دنیای مجازی ( از مجموعه بی جون ) - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:26
قصه دنیای مجازیبی بی جون بیا یبار، من برات قصه بگمقصه های راستکی، رک و سربسته بگمهیچکی بود هیچکی نبود، زندگیمون بازی بوددنیای قصه ی ما، دنیای مجازی بودآدماش دروغکی، خنده هاشون زورکیفالوهاشون کلکی، عکساشونم الکیتوی دنیای نتی، هیچکسی خودش نبودمی تونست حتی یه دیو، بشه دلبر بی بی زودروی صورتای ما، صفحه ...
ملاقات در مستی - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:26
شبی مدهوش بودم من زمستیکه کردم حضرت حق را ملاقاتمنِ عاری ز ترس و عقل و ادراکز کف دادم عنانِ اختیاراتبه او گفتم: که هستی؟ انس یا جن؟بگفتا: خالق کل سماواتنکردم باور او را، خنده کردمبخندید و برایم کرد اثباتچو ثابت شد برایم او خدای استزدم سجده زباب احتراماتبگفتا: هرچه میخواهی طلب کندرونم را چو پُر دید ا...
قصه دنیای مجازی ( از مجموعه بی بی جون ) - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 17:18
قصه دنیای مجازیبی بی جون بیا یبار، من برات قصه بگمقصه های راستکی، رک و سربسته بگمهیچکی بود هیچکی نبود، زندگیمون بازی بوددنیای قصه ی ما، دنیای مجازی بودآدماش دروغکی، خنده هاشون زورکیفالوهاشون کلکی، عکساشونم الکیتوی دنیای نتی، هیچکسی خودش نبودمی تونست حتی یه دیو، بشه دلبر بی بی زودروی صورتای ما، صفحه ...
سیراب - تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 16:35
به غم غرقم و بی قایق، دلم ساحل هوس داردخیال خام آزادی، کبوتر زین قفس داردتوان ماندنم رفته، بمانده هرچه بیهودهبه خاک افتاده آن ماهی، که یک آخر نفس داردعبث بر جان بی نایم، بتازد لشگر غم هاچو من شهری تهی هستم، که تنها یک عسس داردبه امید سرابی بس سفرها کرده ام اماشدم آن مانده در راهی، که آتش پیش و پس دا...
نامه اعمال - تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 16:35
نوش جانت شود ای دل غم رسوایی عشقچه بسا گفتمت این راه مرو، بن بست استچشم او دیدی و بشکستن خود را کوریبشکند دست کج عشق که اینسان پست استگفتی از آن نگه مست خماری نرسد یادت نیست؟غمگساری شده ام حال که دائم مست استراست گفتی شب آن خال سیه زیبا بودکاش میگفتیم این شب به ابد پیوستستبرده ام راه غلط عمری و اینک...
بی بی جون بگیر بخواب - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 1:27
بی بی جون دلم گرفته باز، بگواز شب و قصه های دراز بگوبگو از اون آدمای بی ریادلاشون پر از گل اقاقیابگو از شاه پریون و ترنجاژدهای دوسر و ساحل گنجبی بی راستشو بگو، دنیا چی شد؟چرا اینجوری پر از تاریکی شد؟آخر و عاقبتامون یکی شدبی بی دنیا چرا هرکی هر کی شد؟تو که گفتی دیو و دد خیالیهخدامون همینجا این حوالیه...
آینه و دیوار - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 1:27
هرچه بر من بنمود از همه، دیوار، نهانآینه گفت برایم همه اسرار، عیانکرد هر بار که دیوار مسیرم مسدودمن بیاویختم آئینه و ره داد نشانمحمد رضا گرکانی 1400 Adblock test (Why?)
دوتایی - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 1:27
از شاه راه چشم تو، راهیست تا آنسوی منجایی پر از دلداگی، جایی پر از عاشق شدنگاهی تعجب میکنم، از این همه بی تابیمهستی در آغوشم ولی، میخواهمت با جان و تنتنها دلیل شاعری، الهام بخش شعرمیشد داستان ما چنان، افسانه هایی از کهندر تنگنای زندگی، در این همه آلودگیاینجا حضورت میدهد، بوی گل و دشت و دمنشب های پر ...
نگرد نیست - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
نگرد نیست درد دل با که بگویم؟ که شود محرم راز؟هیچ کس بر غم من چون دل من محرم نیستخورده از دست خودی خنجر سنگین بر دلبر چنین زخم بجز سنگ نمک مرهم نیستنه توان سخنم هست نه یا راه نجاتجز به جا ماندن و فرس
شب و باده و باران - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
شب است و باده و یادت فراوانسکوتی در پس آوای بارانز می جامم تهی جانم پر از دردچو من ابر از غم دوریست گریانبه دل گویم بیافزا صبر خود رابه درد دوری اما نیست درمانچنان زندانی عشقت شد این دلکه بی تو کل دنی
شعله و شمع - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
ما را چو شمع برای سوختن آفریده اندای شعله مترسان مرا ز حُرم تنتاز اشکم و فرسودنم بترس زیراوابسته به سوختن ما آفریدنت محمد رضا گرکانی - 98
رسیدن یا نرسیدن - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
همیشه کار چشم تو مرا ندیدن استدوای درد من و تو دل بریدن استز هم نشینی آسمان و دریا فهمیدمکه گاه رسیدن همان نرسیدن استمحمد رضا گرکانی - 98
عین و شین و قاف - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
جمله ی " عاشق شدم " در عصر ما جز لاف نیستفهم ما از عشق بیش از "عین و شین و قاف" نیستمرد می خواهد بخواهی یار خود از جان و دلورنه عاشق هر دغل بازیگرِ حرّاف نیستمحمد رضا گرکانی - 98
حاصل جمع من و تو - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
باز در مساله ی عشق تو ماندم تنهاحاصل جمع من و تو نشود هرگز: مادل اگر میل تقلب نکند، از ره عقلباید از عشق تو خود را بنمایم منهامحمد رضا گرکانی - 98
قوی سپید - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
قوی سپید او به جا مانده ز قو های سپیدپر کشیده به سفر های مدیدخسته از سختی پروازی بلندزخمی از شلاق باران شدیداو که با بال شکسته بی غروردر میان آتش و خون پر کشیدبا دلی غمگین ولی صاف و صبوراز بد و خوب زم
ای که دستت می رسد کاری بکن..... - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 20:31
با عرض ادب واحترام سلام،جناب آقای آیت الله گرکانی،اینجانب محمدهادی .......،فرزند اکبر،من ۳۰سال سن دارم، چندین سال نامزد دارم،ولی بعلت مشکلات مالی (اجاره نشینی و کارگری)نمی توانم ازدواج کنم مدتی هم هست
حس خوش بختی - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 22:19
می دونم توی دلهامون یه وقتایی پر از درده یه وقتایی سر رامون بد اقبالی کمین کرده یه جاهایی نمی دونیم که شادیم یا که غم داریم با اینکه حالمون خوبه بازم یه چیزی کم داریم می دونم سخته تنهایی یا بی پولی و
راز دل - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 19:31
( راز دل )بگذار که یکبار بگویم به تو چیزیمی گویمت این راز که تنها تو عزیزیبشکسته دل خسته و رنجورم ازین درداین درد مرا کرده ز هر آینه دلسردامید ندارم که ره چاره بیابمچون قایق بشکسته ی گمگشته به آبمدیریست که جانم به لب آورده بریدست امانمبرّیده امانم که به لب آمده جانماین درد چو دانی به کسی باز مگویشهر...
عشقای کشکی - تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:43
" عشقای کشکی " عشقای امروزی پر از دروغه یجوری طعمش مثه کشک و دوغه دوسِت دارم فقط شعار و حرفه جاهایی مصرف داره که بصرفه هر جایی که شنیدی این جمله رو بدون یه کاری لنگته تند نرو اونی که کارش تورو آزردنه عزیز من عشق تو نیست دشمنه اون که کتک می خوره باز وا میسته عاشق که نیست یه جوری مازوخیسته خصلت زشتی ا
سه بیتی - تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:43
سه بیتیاین روزها که انگار هر لحظه اش به اجبار طی می شود به تکرار ویران کند وجودم از من دریغ و انکار از این زمانه اصرار رفتی و من اسف بار مهرت ز دل زدودم در خلوت شبانه بی تاب و عاشقانه من زیر لب ترانه با یاد تو سرودم هر دم غمت دوباره با دست این زمانه تیریست بر نشانه رگبار بر وجودم دردیست بس فرا